زندگینامه یک کارآفرین

همایون صنعتی؛ زندگینامه
 

 
 
همایون صنعتی


اعجوبه! آنقدر زندگی جالبی دارد که آدم در می ماند از کجا شروع کند. از انتشارات فرانکلین که معروف ترین کار اوست؟ از دائرة المعارف مصاحب که حاصل فکر و ابتکار او بود؟ از چاپ کتابهای درسی که به دست او سامان یافت؟ از سازمان کتابهای جیبی که انقلابی در تیراژ کتاب ایران ایجاد کرد؟ از مبارزه با بی سوادی که اول بار او شروع کرد؟ از چاپخانه افست که او بنا نهاد؟ از کاغذ سازی پارس که او بنیانگذارش بود؟ از کشت مروارید که در کیش آغاز کرد؟ از کارخانه رطب زهره که به دست او پا گرفت؟ از پرورشگاه صنعتی که همچنان زیر نظر اوست؟ از خزرشهر که بنیاد اصلی اش را او گذاشت؟ از « گلاب زهرا » که به دست او ساخته شد؟ از کتابهایی که ترجمه کرده؟ از شعرهایی که سروده؟ از مقالاتی که نوشته؟ واقعا بعضی ها در نوسازی ایران سهم قابل ملاحظه دارند. سهم همایون صنعتی زاده در نوسازی ایران فراموش نشدنی است.

 

 همایون صنعتی در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد. پدرش از اولین نویسندگان رمان ایرانی بود. کودکی خود را در کرمان نزد پدر بزرگ و مادر بزرگش گذراند. سپس برای طی دورۀ دبیرستان به تهران آمد و به کار تجارت پرداخت. در واقع کرمانی است چون پدر و پدر بزرگش کرمانی اند و خودش هم هیچگاه از کرمان دل نکنده است؛ اما از اصفهان و تهران هم نسب می برد، مادرش و همسرش اصفهانی بوده اند.
 

این بار هم مانند دو سه سال پیش دیدارم با اعجوبه از فرودگاه کرمان شروع شد. دو سه روز پیش از آن، تلفنی پرسیدم کی می آیی تهران که ببینیمت، مثل هر بار گفت مگر من عقل ندارم که بیایم تهران، یا الله پا شو بیا کرمان. وقتی رسیدم گرم و صمیمی در سالن فرودگاه منتظر نشسته بود. عصا به دست داشت. اولین بار بود که عصا به دستش می دیدم. مچ پایش درد می کرد. می لنگید. وقتی راه افتاد همانی نبود که چند سال پیش در بولوار کشاورز قدم می زدیم؛ یک کاپشن زیتونی به تن داشت، ریش انبوهی هم داشت، راه می رفتیم. قبراق و سر حال از ساعت ستاره ای اردکان یزد حرف می زد. بعد ناگهان یکی دو قدم عقب افتاد، به سراپای خود نگاهی کرد، با تعجب پرسید: « سیروس! در قیافه من چیز خاصی می بینی؟ چرا این جوری به من نگاه می کنند ». نگفتم ولی معلوم بود چرا آن جوری نگاهش می کردند. این بار به آن اندازه قبراق نبود یا عصایی که در دستش بود اینطور نشان می داد.

از فرودگاه یک راست مرا به پرورشگاه صنعتی برد. توی ماشین تعریف کرد که باغ شمال راهم سرانجام پس گرفته است. اما بیش از آن خوش حال بود از اینکه قسمت هایی از پرورشگاه را در مرکز شهر کرمان پس گرفته و بقیه را هم به زودی پس خواهد گرفت. ذوق کرده بود جاهایی را که پس گرفته نشانم بدهد. انقلاب که شد بخش های قابل توجهی از پرورشگاه را مصادره کردند. وزارت بهداشت و وزارت ارشاد، هر کدام در پی ساختمان و مکان مناسبی، بخش هایی از پرورشگاه را صاحب شده بودند. حالا بعد از بیست و هفت هشت سال توانسته بود قسمتی را که در دست بهزیستی بود، پس بگیرد و به بازسازی مشغول شود. کارگر و بنا و نقاش ... غلغله بود. صبح تا شب مشغول کار بودند و صنعتی باز هم بیشتر عجله داشت. عجب سالن ها و اتاق هایی را مصادره کرده بودند و بیشتر از آن عجب فضای دلپذیری را. وارد که شدیم با بچه ها سلام و علیک کرد. تک تک آنها را می شناخت. به یکی که چاق بود به اعتراض گفت تو هنوز خودت را لاغر نکرده ای؟ آی فلانی این تا خودش را لاغر نکرده ...

همایون صنعتی در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد. پدرش از اولین نویسندگان رمان ایرانی بود. کودکی خود را در کرمان نزد پدر بزرگ و مادر بزرگش گذراند. سپس برای طی دورۀ دبیرستان به تهران آمد و به کار تجارت پرداخت. در واقع کرمانی است چون پدر و پدر بزرگش کرمانی اند و خودش هم هیچگاه از کرمان دل نکنده است؛ اما از اصفهان و تهران هم نسب می برد، مادرش و همسرش اصفهانی بوده اند. میرزا یحیی دولت آبادی دائی اوست که « حیات یحیی » اش معروف است و در انقلاب مشروطه نقش تأثیرگذار داشت. میرزا یحیی را همۀ هم نسلان ما می شناسند. نه فقط از روی تاریخ مشروطه و حوادث مشروطیت، بلکه شاید بیشر از شعری که از او در کتابهای دبستانی خوانده اند:

شب تاریک رفت و آمد روز
وه چه روزی چو بخت من فیروز
باز شدن دیدگان من از خواب
به به از آفتاب عالمتاب

اما صنعتی زاده بیش از آنکه کرمانی، اصفهانی یا تهرانی باشد بچه تاجر است. بچه تاجر باهوشی که به کارهای بزرگ پرداخت و در صنعت نشر ایران از تولید کتاب گرفته تا کاغذ و چاپ نامی ماندگار شد و سرانجام همۀ آنها را وانهاد تا در گوشه ای از ایران به کار مورد علاقه اش، کشاورزی بپردازد. خودش می گوید از دو سه سال قبل از انقلاب معلوم بود که کار حکومت تمام است. خود را کنار کشیده بود و به کرمان رفته بود و در لاله زار کرمان، در ملک پدری اش، به کشت گل مشغول شده بود. شعر می گفت و گل می کاشت و گلاب می گرفت. مطالعۀ زندگی او نشان می دهد که دو چیز هیچ گاه رهایش نکرده است. کشاورزی و تحقیق در احوال ایران باستان. اما بیش از اینها این ذهنش است که هرگز رهایش نکرده است. ذهنش او را به دنبال خود می کشاند. در تمام عمر کشانده است.

یک بار که کنار دریای خزر نشسته بود از خود پرسید که خزر یعنی چه؟ بعد از چهار پنج سال جای مرتبی کنار دریا درست کرده بود و نشسته بود که با فراغت تمام یک چای بخورد. اما همین که نشست و چشمش به آب خزر افتاد، سوال خزر یعنی چه پیش آمد. از خودش پرسید اینجا کجاست اصلاً؟ به نظر سوال مهمی نمی آید. خب معلوم است لب دریای خزر. اما خزر چیست؟ این نام از کجا آمده است؟ سرکارگری داشت که در باغ مشغول کار بود. چایی به دست نزد او رفت پرسید خزر یعنی چه؟ نمی دانست. چائی را زمین گذاشت و به ده نزدیک رفت، از کدخدا پرسید خزر چیست؟ نمی دانست. رفت به نوشهر، از فرماندار پرسید نمی دانست، شهردار و بقیه و دیگران هم نمی دانستند. « درد سرتان ندهم. چهار پنج سال طول کشید تا بدانم خزر نام قومی بوده است که غیر از نام این دریا،هیچ چیز از آنها باقی نمانده است ».

 

 یک بار که کنار دریای خزر نشسته بود از خود پرسید که خزر یعنی چه؟ بعد از چهار پنج سال جای مرتبی کنار دریا درست کرده بود و نشسته بود که با فراغت تمام یک چای بخورد. اما همین که نشست و چشمش به آب خزر افتاد، سوال خزر یعنی چه پیش آمد. از خودش پرسید اینجا کجاست اصلاً؟ به نظر سوال مهمی نمی آید. خب معلوم است لب دریای خزر. اما خزر چیست؟ این نام از کجا آمده است؟
 

یک بار مشغول مطالعۀ التفهیم ابوریحان بود، به جایی رسید که می گفت ایرانی ها در روزگار بیرونی تقویمی شبیه سالنامه های امروزی داشته اند که مانند آن را در هندوستان هم درست می کردند و به اطراف می بردند و می فروختند. مدتی بود به دنبال این بود که تقویم چه تحولاتی پیدا کرده است. « دیدم هیچ چاره نیست. دست خانم صنعتی را گرفتم، سوار طیاره شدیم تا ببینم مثل آن تقویم را در کجا درست می کردند. مثل همۀ آدمهای ابله از راه که رسیدم رفتم به بایگانی ملی کشور هنددوستان و موزه ها. گفتند از همچه چیزی خبری نیست. دردسر ندهم. معلوم شد که هنوز همان را درست می کنند و در کوچه و بازار می فروشند. اما باز علاقه داشتم که مال زمان بیرونی را پیدا کنم. گفتند یک استاد ریاضیات آمریکایی هست در دانشگاه براون یونیورسیتی ِ رودآیلند، که در این کار تخصص دارد و آمده چند تایی را خریده و برده است. دیدم هیچ چاره نیست. سوار شدم رفتم رودآیلند، او را پیدا کردم. به عقل جور در نمی آید اما ایرانی ها تقویمی داشته اند برای سال قمری ۳۶۰ روزه، یعنی دقیق ۱۲ ماه ۳۰ روزه. اصلا با عقل جور در نمی آید ».

این زمانی بود که از فرانکلین و امور مهم دیگر فراغت یافته، یعنی شاهکار زندگی خود را پشت سر گذاشته بود. من خیال می کنم انتشارات فرانکلین شاهکار زندگی اوست. شکل گیری فرانکلین داستان مهیجی دارد. در بازار تهران تجارت می کرد. در آن زمان که کسب و کار در ایران شکل مدرن به خود می گرفت، نمایشگاهی هم در چهار راه کالج، در طبقۀ دوم خانۀ پدری اش دایر کرده بود و در آن تابلو می فروخت. طبقۀ اول به موزه و نمایشگاه علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز معروف اختصاص داشت که از بچه های پرورشگاه صنعتی بود و نامش را هم از آن داشت. هر چند بعدها نام علی اکبر صنعتی از نام پرورشگاهی که در آن بزرگ شده بود مشهورتر شد. بچه های پرورشگاه شناسنامه شان را به نام صنعتی می گرفتند. باری، همایون در آن زمان یک نمایشگاه نقاشی و عکس و پستر در طبقۀ دوم خانۀ پدری دایر کرده بود. روشنفکران و خارجیان را برای دیدار نمایشگاه دعوت می کرد.

در آن سال ۱۳۳۴ یک روز دو نفر آمریکایی به همراه وابسته فرهنگی آمریکا آمدند و از او خواستند نمایندگی فرانکلین را در تهران بپذیرد. جوابش منفی بود. وقت نداشت. کسب و کارش پر رونق بود. چه نیاز به نمایندگی کتاب و نشر داشت. چند روز بعد آنها دوباره آمدند و چون باز با جواب منفی رو به رو شدند از او خواستند اجازه بدهد کتابهایشان را در دفتر او به امانت بگذارند. پذیرفت و بعد از چند روز که نگاهی به کتابها افکند به هیجان آمد. عجب کتابهایی بودند. از بچگی با کتاب سروکار داشت. در نوجوانی در تعطیلات تابستان در کتابفروشی تهران، اول خیابان لاله زار شاگردی می کرد و کتاب های نو را خوانده بود. کتابهای فرانکلین نیویورک را که دید به وسوسه افتاد. نمایندگی فرانکلین را پذیرفت. از اینجا به ترجمه و انتشار آثار آمریکایی و اروپایی روی آورد و پس از اندکی کارش گرفت و سازمانش تبدیل به مهمترین سازمان نشر ایران شد.

 بی تردید هیچ سازمان نشری در ایران به اندازۀ انتشارات فرانکلین موفق نبوده است. ویراستاری کتاب نخست در همین سازمان شکل گرفت. مهمترین کتابهای ادبی آن دوره مانند « از صبا تا نیما » در این سازمان آماده و منتشر شد. در مجموع ۱۵۰۰ عنوان از بهترین کتابهای ترجمه در همین سازمان به فارسی زبانان اهدا شد.
 

سازمانی که کار کتاب و نشر و خواندن را در ایران به جنب و جوش درآورد. بی تردید هیچ سازمان نشری در ایران به اندازۀ انتشارات فرانکلین موفق نبوده است. ویراستاری کتاب نخست در همین سازمان شکل گرفت. مهمترین کتابهای ادبی آن دوره مانند « از صبا تا نیما » در این سازمان آماده و منتشر شد. در مجموع ۱۵۰۰ عنوان از بهترین کتابهای ترجمه در همین سازمان به فارسی زبانان اهدا شد. شیوۀ کار همایون صنعتی در انتشارات فرانکلین جالب بود. حق الترجمه کتاب را یکجا می خرید. همۀ امور مربوط به چاپ، از ویرایش تا تصحیح و غلط گیری را انجام می داد. اجرت طرح جلد و هزینۀ تبلیغات را می پرداخت و برای چاپ و نشر به دست ناشر می سپرد و در ازای تمام این کارها ۱۵ درصد از بهای پشت جلد دریافت می کرد. در ابتدای کتاب هم عبارت « با همکاری موسسۀ انتشارات فرانکلین » ذکر می شد.

کتاب در آن زمانها تیراژ چندانی نداشت. هر چند از تیراژ امروزی بیشتر بود. صنعتی زاده به فکر آن افتاد که از طریق ارزان کردن کتاب، تیراژش را در ایران بالا ببرد. از اینجا به انتشار کتابهای جیبی رسید. بهتر است از اینجا قلم را به دست عبدالرحیم جعفری بدهم که خود از ناشران برجستۀ روزگار است و حرفش در این زمینه سندیت بیشتری دارد. او در خاطراتش می نویسد: « همایون ابتدا در این زمینه با ناشران بعضی از کتابها مذاکراتی انجام داد و از آنها خواست که موافقت کنند کتابهای چاپ شدۀ خود را به قطع جیبی به سرمایۀ فرانکلین در شرکت کتابهای جیبی تجدید چاپ کنند و از این بابت مبلغی به صاحب اثر و ناشر بپرازد.

عده ای از ناشران هم موافقت کردند، و موسسه در ظرف مدتی کوتاه صدها عنوان کتاب جیبی به این طریق منتشر کرد که تیراژ آنها در آن روزگار پنج هزار تا بیست هزار جلد بود. چند سال بعد بعضی از کتابها را به قطع پالتویی ( قدری بزرگتر از جیبی ) منتشر کرد که تیراژ آنها هم بین سه هزار تا ده هزار نسخه بود. چاپ کتابهای جیبی از نظر ارزانی در گسترش فرهنگ کتاب و کتابخوانی میان مردم در ایران جایگاه ویژه ای دارد. صنعتی زاده در اوایل، کار مدیریت سازمان کتابهای جیبی را به داریوش همایون سپرده بود که بعداً به آقای مجید روشنگر واگذار کرد ».

تمام دغدغۀ همایون در دورۀ اداره فرانکلین افزایش تیراژ کتاب بود. این امر او را به سوی افغانستان هم سوق داد. افغانستان تنها کشور فارسی زبان بود که به خط فارسی کتاب می خواند. بنابراین به فکر آن افتاد که کتابهای خود را به افغانستان هم صادر کند. سفر به افغانستان اما حاصلی به همراه نداشت و در شرایط سال ۱۳۳۷ افغانستان هم احتمالا امکان پذیر نبود، اما دستاورد دیگری به همراه داشت. چاپ کتابهای درسی افغانستان. افغانها گویا پیش از ایرانی ها به فکر سامان دادن به کار کتابهای درسی دبستانی خود افتاده بودند. گرایش به روسیه نخست آنها را به سوی کشور شوراها سوق داده بود اما از کار آنها راضی نبودند. از صنعتی خواستند که کتابهای درسی شان را چاپ کند. دولت و دربار ایران هم در آن زمان به این کار روی موافق نشان می داد و کمک می کرد.

 

 شیوۀ کار همایون صنعتی در انتشارات فرانکلین جالب بود. حق الترجمه کتاب را یکجا می خرید. همۀ امور مربوط به چاپ، از ویرایش تا تصحیح و غلط گیری را انجام می داد. اجرت طرح جلد و هزینۀ تبلیغات را می پرداخت و برای چاپ و نشر به دست ناشر می سپرد و در ازای تمام این کارها ۱۵ درصد از بهای پشت جلد دریافت می کرد. در ابتدای کتاب هم عبارت « با همکاری موسسۀ انتشارات فرانکلین » ذکر می شد. کتاب در آن زمانها تیراژ چندانی نداشت. هر چند از تیراژ امروزی بیشتر بود. صنعتی زاده به فکر آن افتاد که از طریق ارزان کردن کتاب، تیراژش را در ایران بالا ببرد. از اینجا به انتشار کتابهای جیبی رسید.
 

چاپ کتابهای درسی افغانستان سبب شد فرانکلین قوت و قدرت بیشتری بگیرد. همچنانکه این کار موجب شلوغی چاپخانه ها و شکایت آموزش و پرورش هم شد و این امر چند اتفاق فرخندۀ دیگر را در پی آورد. در آن زمان کتابهای مدرسه در سراسر کشور شکل واحدی نداشت و در شهرهای مختلف، بنا به سلیقۀ دبیران از تألیفات متعدد استفاده می شد. صنعتی به کتابهای درسی ایران هم پرداخت و آن را سازمان داد. « وضع کتابهای درسی ایران خیلی خراب بود. شاه در هیأت دولت کتابهای تاریخ و جغرافی را پرت کرده بود و گفته بود این مزخرفات چیست؟ وزیر فرهنگ گفته بود ما مشکل چاپ داریم. صنعتی همۀ چاپخانه ها را گرفته دارد برای افغانستان کتاب چاپ می کند. واقعا چاپخانه ها پر بود. ما هم پول زیادی داشتیم. به فرانکلین گفتیم کمک کند یک چاپخانه تأسیس کنیم. گفتند بکن. من هم ناشرین را جمع کردم و از کسانی مانند سید حسن تقی زاده کمک گرفتم. تقی زاده که از ایام جوانی به چاپ علاقه مند بود، شد رئیس هیأت مدیرۀ افست. من هم شدم مدیر عامل. سهام افست را هم دادیم به ناشرینی که برای فرانکلین کتاب چاپ می کردند. سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی هم سهم عمده ای برداشت ». به این ترتیب فرانکلین بدل به سازمانی شد که پول پارو می کرد.

چاپخانه، نخست در خیابان قوام السلطنه در مکانی کوچک پا گرفت اما با توجه به افکار بلند صنعتی به سرعت رشد کرد و در خیابان گوته زمین بزرگ و ساختمان های متعددی را به اجاره گرفت و موسسۀ بزرگی شد که در خاورمیانه نظیر نداشت و شاید هنوز هم نظیر نداشته باشد. این چاپخانه هنوز هم کتابهای درسی ایران را چاپ می کند و بیشترین بار چاپ ایران به عهدۀ آن است.

چاپخانه با کاغذ سروکار دارد. کار چاپخانه بدون کاغذ لنگ می ماند. ایران مشکل کاغذ داشت. کاغذهای وارداتی پاسخ گوی نیازهای رو به رشد نبود. صنعتی به فکر تأسیس کارخانه کاغذ سازی افتاد. « یک ماده خوبی هم برای تهیه کاغذ داشتیم به اسم باگاس، همان تفالۀ نیشکر، در نیشکر هفت تپه » و بزرگترین کارخانۀ کاغذ سازی ایران، کاغذ سازی پارس در نیشکر هفت تپه پا گرفت. به کمک سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی که طرف حساب صنعتی در قرارداد کتابهای درسی بود، و نیز بانک توسعه صنعت و معدن، نخست چاپخانۀ افست و سپس کاغذ سازی پارس بنیاد شد. اما صنعتی زاده که بنیانگذار و مدیر عامل هر دو سازمان بود، در این سازمانها دوام چندانی نکرد. در کاغذ سازی پارس با مقامات بانک توسعۀ صنعت و معدن که ظاهرا هوای شرکت انگلیسی « رید » را می داشتند، برخورد پیدا کرد و در چاپخانۀ افست با مسائل دیگری که سبب دل کندن از آن شد. در این زمان انتشارات فرانکلین را هم به دیگران واگذاشته بود. کار سواد آموزی بزرگسالان هم سالها پیش از این برای او به پایان رسیده بود. اما پیش از مبارزه با بی سوادی باید از یک کار سترگ دیگر او یاد کنیم.

در انتشارات فرانکلین به این نتیجه رسیده بود که یک کتاب مرجع به زبان فارسی فراهم آورد. برای این کار لازم بود که سرمایه مالی و انسانی لازم را پیدا کند. موسسۀ فرانکلین نیویورک او را به سوی بنیاد فورد هدایت کرد. از طریق بنیاد فورد در آمریکا و نیز از طریق سرمایه داران داخلی سعی کرد مقدمات کار را آماده کند. اما دشوارتر از آن یافتن شخص با صلاحیت برای سردبیری بود. جستجوهایش او را به سمت دکتر غلامحسین مصاحب کشاند که احتمالا لایق ترین فردی بود که می توانست به چنین کاری دست بزند. انتخاب مصاحب که امروز بعد از حدود ۵۰ سال سال نظیر او را کمتر می توان یافت، نشان دهندۀ دید باز و روح جستجوگر صنعتی است. « این خانه روشن می شود چون یاد نامش می کنم ».

مصاحب آن زمانها نامی نداشت. امروز وقتی برای یافتن سوابق هر موضوعی به دائرة المعارف مصاحب مراجعه می کنیم به اهمیت کار و دقت وسواس آمیز صنعتی زاده پی می بریم. جلد اول دائرة المعارف مصاحب در سال ۱۳۴۵ به قیمت ۵۰۰۰ ریال منتشر شد. وقتی همایون از موسسه رفت، کار مصاحب با جانشین صنعتی، علی اصغر مهاجر، به اختلاف کشید و او هم از آن موسسه خارج شد. رضا اقصی جای او را گرفت و جلد دوم دائرة المعارف زیر نظر رضا اقصی در سال ۱۳۵۶ منتشر شد. دائرة المعارف مصاحب را سازمان کتابهای جیبی منتشر کرد که خود یکی دیگر از ابتکارات صنعتی زاده است و پیش از این در این باره سخن گفته ایم.

مبارزه با بی سوادی

داستان مبارزه با بی سوادی از این قرار است که در سال ۱۹۶۳ یا ۶۴ که یونسکو جشن سوادآموزی خود را در ایران برگزار می کرد، در جلسه ای با حضور اشرف پهلوی طرح سواد آموزی در میان افتاد.همۀ اهل فن را از وزیر و وکیل تا کارشناسان رشته های گوناگون دعوت کرده بودند. برای قسمت کتاب و نشر هم از صنعتی دعوت شده بود. ظاهرا در پایان جلسه اشرف پهلوی از صنعتی که تا آن زمان ساکت نشسته بود، پرسیده بود شما حرفی ندارید؟ او هم سوال هایی مطرح کرده بود. مانند اینکه اصلا سواد چیست؟ به کی می خواهید سواد یاد بدهید؟ به چه زبانی می خواهید بیاموزید؟ و بعد هم پیشنهاد کرده بود طرح را ابتدا در یک گوشه از کشور اجرا کنند، با مشکلات آن آشنا شوند، کار را یاد بگیرند و بعد سراسری کنند.

 

 مبارزه با بی سوادی از کارهایی است که صنعتی در آن از کارنامۀ خود راضی نیست. این مبارزه را به نبرد کسی تشبیه می کند که در خواب به سمت دشمن مشت و لگد می اندازد، اما مشت و لگدش کارگر نیست.
 

با این حرف ها کار به گردن خود او افتاده بود. او هم برای آزمایش شهر قزوین را پیشنهاد کرده بود که نیمی ترک زبان و نیمی فارس زبان بودند. شده بود رئیس مبارزه با بی سوادی در قزوین. دولت کمک می کرد، نیروی هوایی هواپیما در اختیار می گذاشت، ارتش از کمک دریغ نداشت، یک رادیو اف ام راه انداخته بود. تمام روستاهای قزوین را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب زیر پوشش قرار داده بود. ۸۰ هزار نفر را سر کلاس نشانده بود. کمیتۀ ملی مبارزه با بی سوادی را شکل داده بود که در آن آخوندها نقش بیشتری داشتند چون باسوادهای روستا آخوند بودند. این موجب نگرانی سازمان امنیت شده بود و ذهن شاه را خراب کرده بودند که این کار خطرناکی است.

مبارزه با بی سوادی از کارهایی است که صنعتی در آن از کارنامۀ خود راضی نیست. این مبارزه را به نبرد کسی تشبیه می کند که در خواب به سمت دشمن مشت و لگد می اندازد، اما مشت و لگدش کارگر نیست. « در هر کاری که کردم موفق شدم بجز در مبارزه با بی سوادی ». پس از مدتی تلاش به این نتیجه رسیده بود که با سواد کردن بزرگسالان کاری بیهوده است. بعد از مدتی آنچه را آموخته اند فراموش می کنند. تازه بچه های این بزرگسالان، توی کوچه ول می گردند و به مدرسه نمی روند.

بنابراین راه این نیست که به جنگ بی سوادی بزرگسالان برویم، راه این است که شرایطی فراهم کنیم تا همۀ بچه ها به مدرسه بروند تا بعد از گذشت یکی دو نسل، دیگر بی سواد نداشته باشیم. « حدود یک سال و نیم شب و روز ِ مرا گرفت. تمام کلاس ها را تک تک سرکشی می کردم. منطقه را تقسیم کرده بودم. سرپرست گذاشته بودم. حدود هزار تا معلم تربیت کرده بودم. خیلی خرج این کارها شده بود. اما نتیجه صفر! ». شاید اغراق می کند که نتیجه را صفر می پندارد اما او برای خودش متر و معیارهایی دارد. « اواخر کار، روزها می رفتم ادارۀ پست، می پرسیدم تعداد نامه هایی که از پست قزوین بیرون می رود نسبت به یک سال پیش اضافه شده یا نه، نشده بود ».

سرانجام بعد از اینکه برای شرکت در کنفرانسی به توکیو رفته بود، سازمان امنیت زیرآبش را زده بود. « وقتی برگشتم دیدم یک آقای سرتیپی را جای من گذاشته اند. من هم از خدا می خواستم. از شر این کار راحت شدم اما حقیقتش این است که هنوز هم رهایم نکرده است ».

 

 داستان کشت مروارید در جزیرۀ کیش هم از « فضولی های بیش از حد» او ناشی شد. همان که گفتم ذهنش او را به دنبال خود می کشاند. یک بار عازم بندرعباس بود، طیاره در حوالی بندر لنگه نقص فنی پیدا کرد و در آن شهر فرود آمد. از بالا بندر لنگه شهری عظیم به نظرمی رسید. وقتی وارد شد، شهری دید با باغ های بزرگ، و خانه های قشنگ و خیابانهای عالی، که پرنده در آن پر نمی زند. شهر ارواح...
 

واقعاً هم رهایش نکرده است. بعد از انقلاب، برای اینکه سواد آموزی به راه درست تری برود، مدتها پشت در اتاق آقای قرائتی نشسته تا او را ملاقات کند. به او گفته بی خود انرژی و پول مملکت را هدر ندهید. « تمام انرژی و پول را صرف مادرها بکنید. نه کسانی که حالا مادرند، آنها که قرار است فردا مادر بشوند. اگر ما بیاییم منابع اصلی آموزش را متوجه دخترهای پای بخت بکنیم و همه حواسمان را بگذاریم که این دخترها را آدم هایی بار بیاوریم کنجکاو نسبت به هستی، یک نوع آدم بیدار شده از خواب درست کنیم، کاری کنیم که شعور پیدا کنند، آن وقت این جریان خودش، خودش را اصلاح خواهد کرد. آن وقت شاید صد سال بعد، ما صاحب یک جامعه با معرفت بشویم ».

کشت مروارید

داستان کشت مروارید در جزیرۀ کیش هم از « فضولی های بیش از حد» او ناشی شد. همان که گفتم ذهنش او را به دنبال خود می کشاند. یک بار عازم بندرعباس بود، طیاره در حوالی بندر لنگه نقص فنی پیدا کرد و در آن شهر فرود آمد. از بالا بندر لنگه شهری عظیم به نظرمی رسید. وقتی وارد شد، شهری دید با باغ های بزرگ، و خانه های قشنگ و خیابانهای عالی، که پرنده در آن پر نمی زند. شهر ارواح.

« اگر بخواهم همه چیز را تعریف کنم این قصه از قصه سندباد بحری هم مفصل تر می شود. بندر لنگه تا سال ۱۹۲۱ مرکز صنعت مروارید بود. صنعت مروارید خلیج فارس در زمان خود از صنعت نفت مهمتر بود. ۱۲۰ هزار نفر در این صنعت کار می کردند. اما این صنعت یکشبه از بین رفت. می دانید چرا؟ ژاپنی ها مروارید مصنوعی درست کردند. البته نه مصنوعی، اول باید بدانید که مروارید چیست. حیوانی است نرم تن به نام صدف، اگر ریگی وارد بدنش شود اذیتش می کند. مثل ریگی که به چشم آدم برود. البته برای آن حیوان صد برابر بدتر است. ناچار از خود دفاع می کند. دفاعش این است که به دور این ریگ غشایی می تند و آن را ایزوله می کند. این می شود مروارید. حیوان را می کشند و مروارید را در می آورند. رفتن ریگ در بدن صدف در طبیعت بطور تصادفی رخ می دهد. ژاپنی ها گفتند این چه کاری است که منتظر شویم برحسب اتفاق رخ دهد. ما می رویم این حیوان را می گیریم و دانۀ شن را می ریزیم در بدنش. این کار را کردند و مروارید تولیدی آنها به مروارید مصنوعی مشهور شد ».

چنین شد که سر از جزیره کیش در آورد. قسمتی از جزیره را خرید و مشغول کشت مروارید شد اما چندی بعد کیش را برای کارهای دیگری در نظر گرفتند و کشت مروارید صنعتی موقوف شد.

رطب زهره از کارهای دیگر صنعتی است، که نخست بانک اعتبارات دست اندرکارش بود اما ورشکست شده بود. به صنعتی مراجعه کرده بودند که فکری به حال آن بکند. به بم رفت و شرکت را دید و فکر تأسیس آن را پسندید. « تفاوت خرما و رطب می دانی چیست؟ میوۀ تازۀ خرما را رطب می گویند. اما این میوۀ تازه ماندگار نیست. در آفتاب خشک می کنند و تبدیل به خرما می شود. اما ۶۰ درصد وزنش را از دست می دهد. در بم یک رطبی هست به اسم مضافتی که در دنیا بی نظیر است. فکر اولیه این بود که رطب را بگیرند، در سردخانه نگه دارند، بعد به عنوان میوۀ خارج از فصل بفروشند. هم از وزنش استفاده کنند و هم میوۀ خارج از فصل گران تر است ».

صنعتی شرکت را خریده بود به این معنی که یک سوم بهایش را پرداخت کرده بود و دو سوم دیگر موکول به این بود که شرکت سودآور شود. شرکت سودآور شد اما رقابت اسراییلی ها که در ایران آن روز نفوذ زیادی داشتند، سبب شد که در دورۀ نخست وزیری آموزگار سعی کردند شرکت را از دست صنعتی خارج کنند. در اثنای دعوا، کار به انقلاب کشید. پس از انقلاب همایون توانست از طریق دادگاه انقلاب شرکت را پس بگیرد و درآمدش را به پرورشگاه صنعتی بم اختصاص دهد که مخصوص دختران است. حالا هم هزینه های پرورشگاه بم از طریق این شرکت تأمین می شود.

یکی دو سال قبل از انقلاب، همایون به کرمان کوچ کرده بود و در ملک پدری اش در لاله زار کرمان مشغول کاشتن گل محمدی و دائر کردن دستگاههای گلاب گیری شده بود. از آن روز تا امروز کشت گل و کار گلاب گیری توسعه بسیار یافته است اما در این مدت اتفاقات دیگری نیز افتاده است. از جمله رفتن صنعتی زاده به جبهۀ جنگ و شرکت در شکست حصر آبادان و نیز افتادن به زندان و سروکار یافتن با دادگاه انقلاب و مصادره اموال و پس گرفتن آن. از اتفاقات مهم دیگر اینکه در حین جنگ که کارخانۀ کاغذ سازی پارس از کار افتاده بود، پی او فرستادند که کارخانه را به راه بنیدازد. بار دیگر مدیر عامل کارخانۀ کاغذ پارس شد اما این بار هم مدیریت او دوامی نداشت. چندی هم به راه اندازی چاپخانۀ آرشام در کرمان پرداخت اما آنجا تا رفت جلو سوء استفاده ها را بگیرد، به زندانش انداختند و به جایی دور فرستادندش.

برگ های تازه

دو سه روزی با هم گفتگو کرده بودیم. به نظرم رسید حرف هایمان تمام شده است. گفتم هرچه حرف داشتیم زدیم، اجازه بدهید من شب برگردم به تهران. گفت نه، هنوز از یکی از شغل های متعدد من خبر نداری. خیال کردم به لاستیک بی اف گودریچ اشاره می کند که مدتی مدیر عامل آن بود. گفت نه، خزر شهر! گفتم خزر شهر به شما چه مربوط است. مگر پالانچیان و دارودسته؟ گفت چرا، ولی بنشین تا بشنوی.

 

 وقتی سرمیز نشستند، کارمندان سابق خزرشهر یکی یکی ناهار سفارش دادند. تا به او برسد که خود را به عمد نفر آخر گذاشته بود، در حدود ۳۵۰۰ تومان سفارش داده شده بود، نوبت که به او رسید پرسید پول ناهار را چه کسی پرداخت می کند؟ گفته بودند بالاخره ناهار را که باید خورد. گفته بود بله اما چه ناهاری. شرکت که فقط ۱۵۰۰ تومان پول دارد. پول ناهار اینجا که خیلی بیشتر می شود. آنها را برده بود جایی که نان و لوبیا بخورند. ۱۴ نفرشان در جا رفته بودند و استعفا کرده بودند و صنعتی را از دست خود خلاص کرده بودند.
 

حکایت کرد که وقتی بکلی از دستگاه دولت و شاه و دربار کنار کشیده بود، و دنبال مروارید و خرما و کار و بار خودش بود، یک روز عبدالرضا انصاری رئیس دفتر اشرف پهلوی تلفن کرد که به دیدارش برود. معلوم شد او را به عنوان مدیر عامل شرکت خزر شهر برگزیده اند. خزرشهر شهرکی است در کنار دریای خزر نزدیک محمود آباد. چند ده هکتار زمین گرفته بودند. شرکتی درست کرده بودند. از بانک تجارت ۱۵ میلیون تومان وام گرفته بودند که شهرسازی کنند. آقای پالانچیان هم که شریک عمدۀ اشرف پهلوی بود، مشغول شهرسازی شده بود، اما یک شب که با طیاره از رامسر به سمت تهران حرکت کرده بود، در دریای خزر سقوط کرده بود و مرده بود.

صنعتی وقتی برای بررسی حساب و کتاب و سرکشی به شرکت خزر شهر رفت، از کارهای ساختمانی فقط چند تیر چراغ برق دید و از پول، فقط ۱۵۰۰ تومانی که در حساب باقی مانده بود. « نه خیابانی، نه خانه ای، مطلقاً. برهوت ». با پانزده نفر از کارکنان و مسئولان شرکت به سرکشی رفته بود. هنگام ناهار گفتند در کازینوی بابلسر میز رزرو کرده اند. وقتی سرمیز نشستند، کارمندان سابق خزرشهر یکی یکی ناهار سفارش دادند. تا به او برسد که خود را به عمد نفر آخر گذاشته بود، در حدود ۳۵۰۰ تومان سفارش داده شده بود، نوبت که به او رسید پرسید پول ناهار را چه کسی پرداخت می کند؟ گفته بودند بالاخره ناهار را که باید خورد. گفته بود بله اما چه ناهاری. شرکت که فقط ۱۵۰۰ تومان پول دارد. پول ناهار اینجا که خیلی بیشتر می شود. آنها را برده بود جایی که نان و لوبیا بخورند. ۱۴ نفرشان در جا رفته بودند و استعفا کرده بودند و صنعتی را از دست خود خلاص کرده بودند. « فقط یک ارمنی بود که گفت من نان و لوبیا را می خورم. گفتم بارک الله! من با ماشین تو بر می گردم تهران ».

وقتی صحبت نان و لوبیا را می کرد تصور کردم اغراق می کند. اما اغراق نمی کرد. شاهدش را می توان در « در جستجوی صبح » عبدالرحیم جعفری پیدا کرد. جعفری نوشته است که یک روز زمانی که کار و بار فرانکلین سکه بود، به دیدار صنعتی رفته بود. هنگام ناهار بود و او مشغول خوردن نان و ماست. « در دفترش نشسته بود و نان و ماست می خورد. خیلی خودمانی گفتم من هم گرسنه ام، ناهار چه داری؟ گفت همین نان و ماست، ولی اگر بخواهی می توانم بگویم یک نیمرو هم برات بیاورند! نشستیم به خوردن نان و ماست و نیمرو، و ضمن خوردن از این در و آن در گفتن ».

بعد از رفتن آن ۱۴ نفر و پاک سازی شرکت، فکر کرده بود که با خزر شهر چه بکند. « یک کارخانۀ خانه سازی بود در فنلاند، از دورۀ کاغذ سازی می شناختم. پیش آنها خیلی آبرو داشتم. ( بعد از انقلاب دو نفر فرستادند که پاشو بیا فنلاند، اینجا برایت کار داریم. گفتم نمی آیم. ) بهشان تلگراف زدم و پاشدم رفتم آنجا، گفتم یک محوطۀ مجانی در اختیار شما می گذارم، ده تا خانۀ نمونه بسازید نصب کنید، ما مشتری می آوریم که زمین بفروشیم خانه های شما را هم می فروشیم. گفتند چشم، تو بگویی ما می کنیم. خانه ها را از طریق بندر نوشهر فرستادند و نصب شد. پول تبلیغات هم نداشتم. با یک شرکت تبلیغاتی قرار گذاشتم که تبلیغات بکند. گفتم من پول تبلیغات نمی دهم اما هرچه فروش کردم یک درصد مال شما، قبول کردند. آنها شروع کردند به تبلیغات، من شروع کردم به مشتری بردن، و پول گرفتن. خلاصه سر یک سال ۱۵ میلیون قرض شرکت را پرداختیم. بعد رفتم پیش آقای انصاری گفتم آقا شرکت دیگر قرض ندارد. بنده از خدمت شما مرخص. آنها هم از خدا خواستند ».

 

پاسخ به سوال در مورد ارشد

  • آقای دکتر این جزوات دانشگاههای دیگر مثل شریف و امیر کبیر و ... را از کجا تهیه کنیم ؟
  • پاسخ: این سوالی است که معمولاْ می شود. جمع کردن همه این جزوات به صورت فردی وقت گیر است. چند بار پیشنهاد کرده ام که در محلی نظیر انجمن به صورت یک کتابخانه این جزوات جمع آوری شود و همه در جمع آوری آن کمک کنند تا یک محل مرکزی داشته باشیم.

به نظر من این راه حل اساسی استُ اما در غیر این صورت می توانید از دوستانی که سالهای قبل قبول شده اندُ دانشجویان همان دانشگاهها و یا حتی دیده ام که روی اینترنت هم تعدادی از انها به صورت مجانی یا فروشی وجود دارند.

مصاحبه با قبولیهای ارشد2- مصاحبه خوبی است....

عنوان : رتبه 18کنکور کارشناسی ارشد صنایع- صنایع
تاریخ : 1386/05/10
مصاحبه شونده : مصاحبه با خانم مرضیه مظفری
موضوع مصاحبه :مهندسي صنايع - مهندسي سيستم
خلاصه : آن موقع که می خواستم رشته صنایع را برای کارشناسی انتخاب کنم فقط در حد صحبت مشاور آنرا می شناختم ولی بعد از ورود احساس کردم همان زمینه ایست که می توانم در آن پیشرفت کنم.
 
مصاحبه با رتبه 18 رشته صنایع - صنایع
 با سلام
در ابتدا تقاضا دارم کمی خود را معرفی کنید؛
     من مرضیه مظفری، متولد 64، ورودی سال 82 رشته مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی هستم که در آزمون کارشناسی ارشد رتبه 18 رشته صنایع - صنایع را کسب نمودم.
 
از چه زمانی درس خواندن برای کنکور را آغاز نمودید؟
     من تصمیمم را از یک سال قبل گرفتم که وقتی امتحاناتم تمام شد شروع کنم. تابستان کلاسهای مؤسسه نصیر را ثبت نام کردم. در تابستان خیلی برای کنکور درس نمی خواندم که شاید علتش کمبود وقت و دوره کارآموزی ام بود.
 
چند ساعت در روز درس می خواندید؟
     همانطور که گفتم در تابستان که به طور جدی شروع نکرده بودم ولی از اول مهر که ترم هفتم بودم تا امتحانات به طور متوسط روزی 4-3 ساعت درس می خواندم. و بعد از امتحانات ترم، در 1.5 ماه آخر روزی 7 ساعت درس می خواندم.
 
در دوران دبیرستان چگونه بودید؟
     در سه سال دبیرستان خیلی معمولی بودم، زیاد درس نمی خواندم ولی نمرات خوبی کسب می کردم. در پیش دانشگاهی بیشتر درس خواندم که رتبه کارشناسی 1900 منطقه 1 را بدست آوردم.
 
رشته خود را دوست دارید؟
     آن موقع که می خواستم رشته صنایع را برای کارشناسی انتخاب کنم فقط در حد صحبت مشاور آنرا می شناختم ولی بعد از ورود احساس کردم همان زمینه ایست که می توانم در آن پیشرفت کنم.
 
تفاوت آزمون کارشناسی با آزمون کارشناسی ارشد از نظر شما چیست؟
     مسلماً آزمون کارشناسی سخت تر بود. در ارشد هم تعداد درسها محدودتر است و هم اینکه به زمان کمتری نیاز دارد. از همه مهمتر اینکه تعداد  کسانی که مصمم تر و با انگیزه تر درس می خوانند کمتر می باشند.
 
برای چه دروسی در کلاس ثبت نام نمودید؟
     من در تابستان در دروس آمار و تحقیق شرکت می کردم و در پاییز کنترل موجودی. اگر می توانستم موجودی را هم در تابستان شرکت می کردم ولی به علت کارآموزی تابستانم تقریباً پر بود.
دروس آمار، تحقیق و موجودی را چون در دوران کارشناسی خیلی خوب نخوانده بودم لازم داشتم که در کلاسها شرکت کنم.
 
آیا از شرکت در کلاسهای ما  نتیجه ای هم گرفتید؟
     کلاسها که از نظر کیفیت با سایر مراکز معادل بود با این تفاوت که از لحاظ شهریه، قیمت پایین تری داشت. در کل شرکت کردن در کلاسها باعث می شود که در وقت کمتر مطالب بیشتری را آموخت. در غیر این صورت باید وقت بیشتری صرف کرد. همچنین شرکت کردن در کلاسها امکان قرار گرفتن در جو کنکوری و رقابت با سایر داوطلبان را فراهم می کند.
 
آیا در آزمونها هم شرکت کرده بودید؟
     بله، آزمونهای پارسه را شرکت می کردم. در واقع یکی از دلایل اصلی موفقیت من شرکت در آزمونهای آزمایشی بود.
 
 
خانم مظفری از شیوه درس خواندنتان بگویید؟
     من تنها درسی که برایش کتاب پایه خواندم درس تحقیق در عملیات بود چون روی مفاهیم آن مشکل داشتم. ولی برای بقیه دروس چون پایه ام قوی بود به جزوه اساتید اکتفا کردم. همزمان با کلاسها پیش می رفتم به دوستانم نیز پیشنهاد می کنم برای دروسی که ضعیف هستند حتماً کتاب های پایه را بخوانند.
 
چگونه تست می زدید؟
     بیشتر تمرکزم روی تستهای کنکور بود. نزدیک کنکور، تستهای کنکور سال 80 به بعد را می زدم. البته چون زمان تهیه کارت متوجه شدیم که تعداد 30 تا از سؤالها و 1 ساعت از زمان جلسه آزمون کم شده و مشخص نبود از چه قسمتهایی، سر جلسه کمی وقت کم آوردم. با این وجود احساس می کردم که نتیجه می گیرم و شرکت در آزمونها اعتماد به نفس خوبی به من داده بود.
 
چه منابعی را برای داوطلیان امسال مفید می دانید؟
درس احتمال:
1)      شلدون راس ترجمه ي آقاي همداني
2)      كتاب آقاي نياكي، انتشارات دانشگاه شريف
3)      حل المسائل كتاب شلدون راس
4)      جزوه ي دكتر علي اشراق
5)      كتاب آمار رياضي جان فروند
6)      حل المسائل كتاب فروند ( 3 جلد )
7)      جزوات موسسه پارسه
8)      جزوه محبي كيا
9)      تست هاي بهمن هنري
 
درس تحقيق در عمليات:
1)      كتاب برنامه ريزي خطي، نوشته ي مختار بازارا ، ترجمه ي دكتر خرم، انتشارات نشر كتب دانشگاهي
2)      كتاب حل تمرينات كتاب بازارا
3)      کتاب تحقیق در عملیات در مهندسی صنایع، نوشته ی مهندس زاهدی سرشت
4)      جزوه دكتر اشجري
5)      كتاب راهيان ارشد
6)      كتاب تحقيق در عمليات ، نوشته ي مورتي ( به زبان انگليسي است !)
 
درس موجودي:
1)      برنامه ريزي و كنترل موجودي ها، دكتر شيرمحمدي، انتشارات اركان
2)      برنامه ريزي و كنترل موجودي ها، دكتر فاطمي قمي، انتشارات اميركبير
3)      جزوه موجودي دكتر حجي، استاد دانشگاه شريف
4)      جزوه دكتر پورسعيدي
5)      كتاب پوران پژوهش
6)      كتاب راهيان ارشد
 
درس طرح ريزي:
1)      طرحريزي واحدهاي صنعتي، مهندس جعفري، انتشارات پردازش
2)      جزوه ي طرح ريزي واحد هاي صنعتي، دكتر جبل عاملي، استاد دانشگاه علم و صنعت
3)      كتاپ اپل
4)      راهيان ارشد
5)      جزوه دكتر اشجري
6)      كتاب يا جزوه خادمي زارع
7)      جزوه پارسه

مصاحبه با قبولیهای ارشد2- مصاحبه خوبی است....

عنوان : رتبه 18کنکور کارشناسی ارشد صنایع- صنایع
تاریخ : 1386/05/10
مصاحبه شونده : مصاحبه با خانم مرضیه مظفری
موضوع مصاحبه :مهندسي صنايع - مهندسي سيستم
خلاصه : آن موقع که می خواستم رشته صنایع را برای کارشناسی انتخاب کنم فقط در حد صحبت مشاور آنرا می شناختم ولی بعد از ورود احساس کردم همان زمینه ایست که می توانم در آن پیشرفت کنم.
 
مصاحبه با رتبه 18 رشته صنایع - صنایع
 با سلام
در ابتدا تقاضا دارم کمی خود را معرفی کنید؛
     من مرضیه مظفری، متولد 64، ورودی سال 82 رشته مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی هستم که در آزمون کارشناسی ارشد رتبه 18 رشته صنایع - صنایع را کسب نمودم.
 
از چه زمانی درس خواندن برای کنکور را آغاز نمودید؟
     من تصمیمم را از یک سال قبل گرفتم که وقتی امتحاناتم تمام شد شروع کنم. تابستان کلاسهای مؤسسه نصیر را ثبت نام کردم. در تابستان خیلی برای کنکور درس نمی خواندم که شاید علتش کمبود وقت و دوره کارآموزی ام بود.
 
چند ساعت در روز درس می خواندید؟
     همانطور که گفتم در تابستان که به طور جدی شروع نکرده بودم ولی از اول مهر که ترم هفتم بودم تا امتحانات به طور متوسط روزی 4-3 ساعت درس می خواندم. و بعد از امتحانات ترم، در 1.5 ماه آخر روزی 7 ساعت درس می خواندم.
 
در دوران دبیرستان چگونه بودید؟
     در سه سال دبیرستان خیلی معمولی بودم، زیاد درس نمی خواندم ولی نمرات خوبی کسب می کردم. در پیش دانشگاهی بیشتر درس خواندم که رتبه کارشناسی 1900 منطقه 1 را بدست آوردم.
 
رشته خود را دوست دارید؟
     آن موقع که می خواستم رشته صنایع را برای کارشناسی انتخاب کنم فقط در حد صحبت مشاور آنرا می شناختم ولی بعد از ورود احساس کردم همان زمینه ایست که می توانم در آن پیشرفت کنم.
 
تفاوت آزمون کارشناسی با آزمون کارشناسی ارشد از نظر شما چیست؟
     مسلماً آزمون کارشناسی سخت تر بود. در ارشد هم تعداد درسها محدودتر است و هم اینکه به زمان کمتری نیاز دارد. از همه مهمتر اینکه تعداد  کسانی که مصمم تر و با انگیزه تر درس می خوانند کمتر می باشند.
 
برای چه دروسی در کلاس ثبت نام نمودید؟
     من در تابستان در دروس آمار و تحقیق شرکت می کردم و در پاییز کنترل موجودی. اگر می توانستم موجودی را هم در تابستان شرکت می کردم ولی به علت کارآموزی تابستانم تقریباً پر بود.
دروس آمار، تحقیق و موجودی را چون در دوران کارشناسی خیلی خوب نخوانده بودم لازم داشتم که در کلاسها شرکت کنم.
 
آیا از شرکت در کلاسهای ما  نتیجه ای هم گرفتید؟
     کلاسها که از نظر کیفیت با سایر مراکز معادل بود با این تفاوت که از لحاظ شهریه، قیمت پایین تری داشت. در کل شرکت کردن در کلاسها باعث می شود که در وقت کمتر مطالب بیشتری را آموخت. در غیر این صورت باید وقت بیشتری صرف کرد. همچنین شرکت کردن در کلاسها امکان قرار گرفتن در جو کنکوری و رقابت با سایر داوطلبان را فراهم می کند.
 
آیا در آزمونها هم شرکت کرده بودید؟
     بله، آزمونهای پارسه را شرکت می کردم. در واقع یکی از دلایل اصلی موفقیت من شرکت در آزمونهای آزمایشی بود.
 
 
خانم مظفری از شیوه درس خواندنتان بگویید؟
     من تنها درسی که برایش کتاب پایه خواندم درس تحقیق در عملیات بود چون روی مفاهیم آن مشکل داشتم. ولی برای بقیه دروس چون پایه ام قوی بود به جزوه اساتید اکتفا کردم. همزمان با کلاسها پیش می رفتم به دوستانم نیز پیشنهاد می کنم برای دروسی که ضعیف هستند حتماً کتاب های پایه را بخوانند.
 
چگونه تست می زدید؟
     بیشتر تمرکزم روی تستهای کنکور بود. نزدیک کنکور، تستهای کنکور سال 80 به بعد را می زدم. البته چون زمان تهیه کارت متوجه شدیم که تعداد 30 تا از سؤالها و 1 ساعت از زمان جلسه آزمون کم شده و مشخص نبود از چه قسمتهایی، سر جلسه کمی وقت کم آوردم. با این وجود احساس می کردم که نتیجه می گیرم و شرکت در آزمونها اعتماد به نفس خوبی به من داده بود.
 
چه منابعی را برای داوطلیان امسال مفید می دانید؟
درس احتمال:
1)      شلدون راس ترجمه ي آقاي همداني
2)      كتاب آقاي نياكي، انتشارات دانشگاه شريف
3)      حل المسائل كتاب شلدون راس
4)      جزوه ي دكتر علي اشراق
5)      كتاب آمار رياضي جان فروند
6)      حل المسائل كتاب فروند ( 3 جلد )
7)      جزوات موسسه پارسه
8)      جزوه محبي كيا
9)      تست هاي بهمن هنري
 
درس تحقيق در عمليات:
1)      كتاب برنامه ريزي خطي، نوشته ي مختار بازارا ، ترجمه ي دكتر خرم، انتشارات نشر كتب دانشگاهي
2)      كتاب حل تمرينات كتاب بازارا
3)      کتاب تحقیق در عملیات در مهندسی صنایع، نوشته ی مهندس زاهدی سرشت
4)      جزوه دكتر اشجري
5)      كتاب راهيان ارشد
6)      كتاب تحقيق در عمليات ، نوشته ي مورتي ( به زبان انگليسي است !)
 
درس موجودي:
1)      برنامه ريزي و كنترل موجودي ها، دكتر شيرمحمدي، انتشارات اركان
2)      برنامه ريزي و كنترل موجودي ها، دكتر فاطمي قمي، انتشارات اميركبير
3)      جزوه موجودي دكتر حجي، استاد دانشگاه شريف
4)      جزوه دكتر پورسعيدي
5)      كتاب پوران پژوهش
6)      كتاب راهيان ارشد
 
درس طرح ريزي:
1)      طرحريزي واحدهاي صنعتي، مهندس جعفري، انتشارات پردازش
2)      جزوه ي طرح ريزي واحد هاي صنعتي، دكتر جبل عاملي، استاد دانشگاه علم و صنعت
3)      كتاپ اپل
4)      راهيان ارشد
5)      جزوه دكتر اشجري
6)      كتاب يا جزوه خادمي زارع
7)      جزوه پارسه

مصاحبه با قبولیهای ارشد 1

منبع: http://nasir.ir/main/index.php?Page=definition&UID=127033

عنوان : از مهرماه شروع کردم اما از نتيجه هم راضی بودم
تاریخ : 1386/07/07
مصاحبه شونده : محمد ايمانلو - رتبه 11 آزمون کارشناسي ارشد صنايع
موضوع مصاحبه :مهندسي صنايع - مهندسي سيستم
خلاصه : قصد داشتم که از تابستان شروع کنم و کلاسهاي آقاي زاهدي سرشت را هم آمدم ولي نتوانستم که مطالعه براي کنکور را از تابستان آغاز کنم و در واقع از مهرماه شروع کردم ولي نتيجه ام قابل قبول بود.

"از مهرماه شروع کردم اما از  نتيجه هم راضی بودم"

 

طبق روال سایر مصاحبه ها، خودتان را معرفی کنید.

من محمد ايمانلو هستم، متولد تبريز، در آزمون سراسري با رتبه 783 منطقه 1 در رشته مهندسي صنايع دانشگاه تهران پذيرفته شدم  و امسال نيز رتبه 11 آزمون کارشناسي ارشد صنايع را بدست آوردم . تا پايان تحصيلات متوسطه در تبريز بودم ، اکنون نيز خانواده من ساکن همان شهر هستند .

در دوران دانشجویی فعالیت خاصی انجام می دادید؟

بله در دوران دانشجويي فعاليتهاي غير درسي زيادي را به همراه دوستانم انجام داده ام، راه اندازي انجمن علمي مهندسي صنايع دانشگاه تهران، برگزاري چندين نمايشگاه ، کلاسهاي آموزشي  ISO ، MSProject و .. ،  انتشار مجله علمي از جمله اين کارها بود.

بین دروس دوره کارشناسي، چه دروسی مورد علاقه شما بود؟

O.R ، کنترل موجودي، مديريت کيفيت و آناليز تصميم گيري

از چه زمانی مطالعه کنکوری خود را آغاز کردید؟

من قصد داشتم که از تابستان شروع کنم و کلاسهاي آقاي زاهدي سرشت را هم  آمدم ولي نتوانستم که مطالعه براي کنکور را از تابستان آغاز کنم و در واقع از مهرماه شروع کردم ولي نتيجه ام قابل قبول بود.

نحوه مطالعه شما چگونه بود؟

در پاييز با توجه به اينکه درس هاي خود دانشگاه هم بود ، من روزهاي شنبه تا سه شنبه را بیشتر به اين درسها اختصاص داده بودم، و در  روزهاي چهارشنبه تا جمعه هم که تعطيل بودم براي کنکور مي خواندم. در اين روزها هم به طور ميانگين حدود 5 ساعت در روز مطالعه داشتم. اين روند تا اواسط بهمن ماه ادامه داشتم، در آن زمان احساس کردم که چيزهايي را که بايد بخوانم خوانده ام و بقيه وقت خود را به تست ها اختصاص دادم.

روزهاي آخر چند ساعت را به اين امر اختصاص مي داديد؟

تقریبا کل روز صرف تست زدن می شد.

در آزمون هاي آزمايشي هم شرکت مي کرديد؟

بله ، البته در آزمون هاي نصير نه، ولي در آزمون هاي موسسه ديگري شرکت کردم ، گرچه شايد به خوبي از آزمون ها استفاده نکرده باشم چون با آزمون ها پيش نمي رفتم ولي شرکت در آزمون ها باعث آماده شدن برای آزمون اصلی می شد. نتيجه آزمون هايم هم گرچه خوب نمي شد ولي برايم اهميت نداشت زيرا به عقيده من سوالات آزمون آزمايشي به سبک استاد همان درس طراحي شده بود و نمايانگر کاملي از آزمون نبود و قاعدتا بايد کساني که در کلاسهاي آن استاد شرکت مي کردند بهتر به تست ها جواب مي دادند ولي همان طور که گفتم شرکت در اين آزمون ها برايم مفيد بود.

چه منابعی را مورد مطالعه قرار دادید؟

زبان عمومي: تافل ، 504 لغت

تحقيق در عمليات: بازار، حل تمرين بازارا، جزوات آقاي زاهدي سرشت و آقاي دکتر عشقي (استاد دانشگاه شريف)، کتاب تست سنجش تکميلي

آمار  و احتمال:کتاب آقاي دکتر اخوان نياکي + حل کردن مسائل اين کتاب، کتاب آمار شلدون راس (4 فصل اول) + حل کردن تمرين هاي اين 4 فصل، کتاب ليبرمن،حزوه آقاي دکتر گائيني، جزوه آقاي اشراق،کتاب تست پردازش

طرح ريزي: جزوه آقای دکتر توکلی مقدم، جزوه آقاي دکتر اشجري، کتاب تست راهيان ارشد

 

کنترل موجودي:جزوه آقاي دکتر حجي (استاد دانشگاه شريف)، جزوه آقاي پورسعيدي

جزوه تست آقاي پور سعيدي

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. برای شما آرزوی موفقیت می کنیم.

منابع کنکور ارشد : کاملتر........(مهم)

 

●منابع معرفي شده از طرف رتبه 2 صنايع – صنايع آزمون اسفند 85

●منابع معرفي شده از طرفرتبه  22 مهندسي سيسيتم آزمون اسفند 85

●منابع معرفي شده از طرف رتبه 18 مهندسي صنايع آزمون اسفند 86

●منابع معرفي شده از طرف رتبه 2 مديريت سيستم و بهره وري آزمون 86

 

رتبه 2 صنايع – صنايع آزمون اسفند 84

تحقیق در عملیات : کتاب "بازارا"

آمار و احتمال هم کتاب: "راس "

 

رتبه  22 مهندسي سيسيتم آزمون اسفند 84

 تحقيق در عمليات: مهرگان و بازارا

آمار: جزوه و كتاب پردازش

احتمال: راس و كتاب پردازش

برنامه‌نويسي: دكتر مقسمي

زبان: تستهاي سالهاي گذشته

رياضي: كتاب پوران پژوهش

 

رتبه 18 مهندسي صنايع آزمون اسفند 86

درس احتمال:

1)      شلدون راس ترجمه ي آقاي همداني

2)      كتاب آقاي نياكي، انتشارات دانشگاه شريف

3)      حل المسائل كتاب شلدون راس

4)      جزوه ي دكتر علي اشراق

5)      كتاب آمار رياضي جان فروند

6)      حل المسائل كتاب فروند ( 3 جلد )

7)      جزوات موسسه پارسه

8)      جزوه محبي كيا

9)      تست هاي بهمن هنري

 

درس تحقيق در عمليات:

1)      كتاب برنامه ريزي خطي، نوشته ي مختار بازارا ، ترجمه ي دكتر خرم، انتشارات نشر كتب دانشگاهي

2)      كتاب حل تمرينات كتاب بازارا

3)      کتاب تحقیق در عملیات در مهندسی صنایع، نوشته ی مهندس زاهدی سرشت

4)      جزوه دكتر اشجري

5)      كتاب راهيان ارشد

6)      كتاب تحقيق در عمليات ، نوشته ي مورتي ( به زبان انگليسي است !)

 

د

رتبه 2 مديريت سيستم و بهره وري آزمون 86

1.     زبان عمومي و تخصصي

 1.       زبان تخصصي مهندسي صنايع گرايش توليد صنعتي، انتشارات سمت

2.       راهنماي انگليسي براي دانشجويان مهندسي صنايع، ترجمه فرهاد توحيدي، انتشارات واژه

3.       504 واژه‌‌ي ضروري زبان انگليسي، ترجمه‌ي محمدرضا مجدي، انتشارات رهنما، چاپ‌دوم                                                                   

                                                                      504 Absolutely Essential Words

4.       زبان عمومي و تخصصي مهندسي صنايع، مهندس سيد اباذر نورحسيني، انتشارات سنجش (سنجش تکميلي)

 

·  شايد زبان تنها درس در آزمون کارشناسي ارشد باشد که هيچ منبع رسمي و مشخصي برايش وجود ندارد و طراحان اختيار مطلق دارند در رابطه با هر موضوعي و با هر سطحي که مايل باشند به طراحي سؤال بپردازند. به همين دليل به دانشجوياني که پايه‌ي زبان انگليسي‌شان چندان قوي نيست توصيه نمي شود که وقت زيادي را صرف اين درس نمايند (البته اين دانشجويان نيز نبايد اين درس را به کلي رها کنند). ولي بايد توجه نماييد که اين درس در هر سه گرايش کارشناسي ارشد مهندسي صنايع داراي ضريب است و تسلط شما در اين درس مي‌تواند امتياز مهمي محسوب شود.

·  پيشنهاد مي کنم در همان ابتداي کار، دو يا سه سري سؤالات زبان آزمون هاي گذشته را پاسخ دهيد و اگر اين توانمندي را در خود ديديد که نمره‌ي خوبي در آن کسب کنيد، حتماً بهترين استفاده را از اين امتياز بنماييد.

·  ضرورتي ندارد که هر سه کتاب زبان تخصصي (توليد، تحليل، و تکنولوژي) را مطالعه کنيد چرا که زبان تخصصي معمولاً کمتر از نصف سؤالات درس زبان را تشکيل مي دهد. توصيه مي نمايم به مطالعه ي کتاب زبان تخصصي توليد بسنده کنيد و براي يادگيري لغات مهم دو کتاب ديگر به کتاب راهنماي زبان صنايع مراجعه نماييد.

·    دوستاني که تصميم ندارند روي اين درس سرمايه گذاري جدي بکنند، مي توانند تنها کتاب زبان نشر سنجش را مطالعه نمايند.

 

2.  تحقيق در عمليات 1

 1.       جزوه‌ي آقاي مهندس زاهدي سرشت

2.       برنامه ريزي خطي، بازارا، جارويس، شرالي، ترجمه ي دکتر خرم، نشر کتاب دانشگاهي

3.       راهنماي مسائل برنامه ريزي خطي بازارا، مازيار زاهدي سرشت و شهاب عباسي، نشر کتاب دانشگاهي

4.       تحقيق در عمليات براي داوطلبان رشته ي مهندسي صنايع و مهندسي سيستم‌هاي اقتصادي اجتماعي، مازيار زاهدي سرشت، نشر حفيظ

 

·  "تحقيق در عمليات 1" و "آمار و احتمال" مهم ترين دروس آزمون کارشناسي ارشد صنايع-صنايع هستند و حتماً بايد روي آنها به خوبي کار کنيد و مسلط شويد.

·   تحقيق در عمليات 1 شايد تنها درسي باشد که اگر تسلط مناسبي بر آن پيدا کنيد، مي توانيد مطمئن باشيد که به ياري خدا خواهيد توانست نمره ي بسيار خوبي در آن کسب کنيد. بنابر اين در مجموع، اين درس بايد بالاترين اولويت را در برنامه ي مطالعاتي شما داشته باشد.

·  کتاب بازارا مهم‌ترين منبع طراحي سؤالات تحقيق در عمليات است. متن اين کتاب را (به استثناي اثبات‌ها) به‌طور‌کامل مطالعه نماييد و تمرين هاي انتهاي فصول آن را نيز حل کنيد. توجه داشته باشيد که تنها مي‌بايست صورت احکام و قضايا و چگونگي استفاده از آنها را بدانيد. تمرين‌هايي نيز وجود دارند که قضيه‌اي را بيان مي کنند و اثبات آن را از شما مي خواهند که در اين موارد نيز تنها بايد صورت آن قضيه را بياموزيد.

·  بهتر است پيش از مطالعه ي هر بخش از کتاب بازارا، ابتدا قسمت‌هاي مشابه را از جزوه‌ي آقاي زاهدي‌سرشت مطالعه نماييد. اين روش موجب خواهد شد کتاب بازارا را آسان‌تر و سريع‌تر به پيش ببريد.

·  وقتتان را صرف اثبات ها نکنيد. تمرکز روي مباحث غير مرتبط با کنکور مي تواند شما را از هدفتان دور کند و موجب شود در نهايت با کمبود وقت مواجه شويد. فراموش نکنيد که خود را براي يک آزمون تستي آماده مي کنيد.

·  فصل پنجم کتاب بازارا فصل سنگيني است و معمولاً سؤالات زيادي هم از آن طرح نمي شود ولي توصيه مي‌نمايم به غير از صفحات 192 تا 204 (شکل ضربي ماتريس معکوس، تجزيه ي LU)، سايربخش هاي آن را مطالعه کنيد.

·    وقت زيادي براي تمرين‌هاي فصل‌هاي چهارم و پنجم کتاب بازارا صرف نکنيد.  

·  از مباحث "حمل‌و‌نقل" و" تخصيص" نيز هر سال چند سؤال طرح مي گردد ولي اين فصل‌ها در ترجمه‌ي موجود از کتاب بازارا نيامده اند. براي مطالعه‌ي اين مباحث، حتماً به کتاب‌هاي ديگر مراجعه نماييد.

·  پس از مطالعه‌ي هر فصل، تعدادي از تست‌هاي مرتبط با آن را از مجموعه‌هاي تست تأليفي و يا سؤالات طبقه‌بندي‌شده‌ي سال هاي گذشته (نشر پوران‌پژوهش، سنجش تکميلي، راهيان ارشد، يا ...) پاسخ دهيد.

·  حتماً پس از اتمام مطالعه‌ي مباحث اين درس، سؤالات آزمون‌هاي صنايع-صنايع و صنايع-سيستم تمام سال‌هاي قبل را با سرعت مناسب (با رعايت محدوديت در مهلت پاسخ‌گويي)، حل نماييد. انجام اين کار خصوصاً در درس تحقيق ضروري است چرا که هر سال سؤالات تکراري زيادي در آن طرح مي گردد (يا عيناً تکراري و يا فقط با تغيير اعداد).

 

3.  احتمالات و آمار مهندسي

 1.       جزوه‌ي تئوري احتمال آقاي دکتر شهرياري (دانشگاه خواجه نصير)

2.       جزوه‌ي آمار مهندسي آقاي دکتر شهرياري (دانشگاه خواجه نصير)

3.       احتمال و آمار در مهندسي و علم مديريت، مونتگومري، ترجمه ي دکتر اولياء، انتشارات دانشگاه يزد

4.       آمار و احتمالات مهندسي، مهندس حسين سرمدي، انتشارات سنجش (سنجش تکميلي)

5.       آمار و احتمال مهندسي، مهندس بهمن هنري، نشر شکوفه هاي دانش

 

·  احتمالاً افراد زيادي کتاب "مباني احتمال" شلدون راس را به شما معرفي کرده اند ولي من اين کتاب را توصيه نمي کنم به چند دليل: اولاً اين که اين کتاب بسيار عميق است و تمرين ها و مسائل آن غالباً فراتر از سطح سؤالات آزمون کارشناسي‌ارشد هستند. ثانياً اين که اين کتاب عليرغم حجم زياد آن صرفاً شامل مباحث تئوري احتمالات است و به آمار نمي پردازد. بنابراين اين کتاب به رغم وقت زيادي که از شما خواهد گرفت، تنها براي پاسخ گويي به نيمي از سؤالات اين درس به شما کمک مي نمايد. البته دوستاني که از تابستان سال دوم مطالعات خود براي آزمون کارشناسي ارشد را آغاز مي کنند، مي توانند اين کتاب را مطالعه کنند چرا که با فشردگي و کمبود وقت مواجه نيستند.

·  کتاب مهندس سرمدي مجموعه‌ي بسيار خوبي از نکات و روابط مهم هر فصل و سؤالات طبقه بندي‌شده‌ي ‌آزمون کارشناسي ارشد رشته هاي مختلف را در بر مي گيرد و مطالعه ي آن مي تواند تأثير به سزايي در آمادگي شما براي يک آزمون تستي از درس آمار و احتمالات داشته باشد.

·  کتاب مهندس هنري مجموعه اي از چند دوره سؤالات کارشناسي ارشد مهندسي صنايع و همين طور تعدادي خودآزمايي است که تا حدودي دشوارتر از آزمون هاي ارشد گذشته هستند و مي توانند شما را براي سؤالات چالش‌برانگيزتر آماده سازند. مطالعه ي اين کتاب نيز در کسب آمادگي نهايي شما بسيار مفيد است.

·  مباحث "توليد عدد تصادفي" و "شبيه سازي" در بسياري از منابع علمي تئوري احتمالات آمده اند. براي آزمون کارشناسي ارشد نيازي به مطالعه‌ي اين مباحث نخواهيد داشت.

منبع:http://www.nasir.ir/main/index.php?Page=staticpage&UID=124536#1

نظرات شما.....

با سلام
من یکی از دانش آموختگان مهندسی صنایع از تهران جنوب هستم . اینجانب در سال 1377 بعنوان شاگرد جنابعالی در درس مدیریت افتخار شاگردی را داشتم. هم اکنون رئیس فرآیند و ساختار شرکت پارس خودرو میباشم و ضمنا" دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات میباشم. خوشحال میشوم اگر بتوانم در خدمت جامعه دانشگاهی باشم و بتوانم با شما در تماس باشم.
Sabeti@parskhodro.ir

  • از این که شما تا این حد موفق بوده اید خوشحالم. اگر امکان تبادل تجارب از طریق ارسال مطالب از طریق وبلاگ در خصوص فعالیتها و تجربیات خود بوجود و مخاطبان این وبلاگ با دوستانی که در محیطهای عملی به کار مشغولند در ارتباط باشندُ بسیار خوب خواهد بود و همچنین کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی و معرفی آن و منابع آن در کنکور

 سلام
مطالب وبلاگ شما یسیار مفید هستند و بنده به نوبه خود از توجه شما به ارتقای سطح علمی و دانش روز دانشجویان متشکرم.
وجود چنین فعالیتهایی از سوی اساتید محترم موجب دلگرمی و ایجاد انگیزه برای دانشجویان برای فعالیت است
با تشکر

  • من هم امیدوارم مطالب ارسالی به این وبلاگ از طریق مخاطبان آن افزایش یابد.

سلام آقای عبدی. من سال 78 و 79 چند واحد با شما گذروندم.... وبلاگ خوبی دارید... اگه بتونید لینک هایی از مقالات و سایتها رو هم به وبلاگ اضافه کنید فکرکنم بد نباشه.....

  • پیشنهاد خوبی استُ که لازم است به آن عمل شود.

 

متاسفانه جو موجود در دانشكده ما يك "جو مجهول" است؛ و همه چيز خود را بصورت "يك علامت سوال بزرگ" نشان مي دهد!
و بدتر اینکه اكثريت چنان به اين جو حاكم عادت كرده اند كه به نظرشان همه چيز كاملا عادي و معمول مي رسد، كه اگر جز اين باشد برايشان جاي تعجب دارد و مسلم است در چنين جوي انتظار پيشرفت ، متاسفانه اندك است.
اما شناخت " انسانهاي موفقي" كه گاها در "همين شرايط" توانسته اند به دستاوردهاي بالاي علمي و پژوهشی برسند منجر به شكل گيري يك سطح مطلوب و آرمان مناسب در ذهن دانشجويان علاقه مند به پيشرفت مي شود و آنها را در حلقه تعادلي مناسب قرار مي دهد كه بتوانند به هدف ايده آلي كه شايسته آنند برسند، ( البته اميدوارم همه بتوانيم در حلقه "تقويتي" و روند صعود بدون توقف قرار گيريم نه حلقه تعادل !!)
از طرفي نكته مهم تر اين ماجرا " فرصت ايجاد شده براي راهنمايي گرفتن از انسانهاي موفق "است

  • امیدوارم این آدمهای موفق شناسانده و قدردانی شوند و تعداد آنها نیز بیشتر شود. فعلاُْ دارای یک تعادل هستیم که لازم با غلبه بر اینرسی آن وضعیت بهتری بوجود بیاید و این امکان پذیر نیست مگر با همت همه، مگر با امید و تلاش روزافزون و پس زدن تردیدها....

نظرات شما.....

با سلام
من یکی از دانش آموختگان مهندسی صنایع از تهران جنوب هستم . اینجانب در سال 1377 بعنوان شاگرد جنابعالی در درس مدیریت افتخار شاگردی را داشتم. هم اکنون رئیس فرآیند و ساختار شرکت پارس خودرو میباشم و ضمنا" دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات میباشم. خوشحال میشوم اگر بتوانم در خدمت جامعه دانشگاهی باشم و بتوانم با شما در تماس باشم.
Sabeti@parskhodro.ir

  • از این که شما تا این حد موفق بوده اید خوشحالم. اگر امکان تبادل تجارب از طریق ارسال مطالب از طریق وبلاگ در خصوص فعالیتها و تجربیات خود بوجود و مخاطبان این وبلاگ با دوستانی که در محیطهای عملی به کار مشغولند در ارتباط باشندُ بسیار خوب خواهد بود و همچنین کارشناسی ارشد مدیریت تکنولوژی و معرفی آن و منابع آن در کنکور

 سلام
مطالب وبلاگ شما یسیار مفید هستند و بنده به نوبه خود از توجه شما به ارتقای سطح علمی و دانش روز دانشجویان متشکرم.
وجود چنین فعالیتهایی از سوی اساتید محترم موجب دلگرمی و ایجاد انگیزه برای دانشجویان برای فعالیت است
با تشکر

  • من هم امیدوارم مطالب ارسالی به این وبلاگ از طریق مخاطبان آن افزایش یابد.

سلام آقای عبدی. من سال 78 و 79 چند واحد با شما گذروندم.... وبلاگ خوبی دارید... اگه بتونید لینک هایی از مقالات و سایتها رو هم به وبلاگ اضافه کنید فکرکنم بد نباشه.....

  • پیشنهاد خوبی استُ که لازم است به آن عمل شود.

 

متاسفانه جو موجود در دانشكده ما يك "جو مجهول" است؛ و همه چيز خود را بصورت "يك علامت سوال بزرگ" نشان مي دهد!
و بدتر اینکه اكثريت چنان به اين جو حاكم عادت كرده اند كه به نظرشان همه چيز كاملا عادي و معمول مي رسد، كه اگر جز اين باشد برايشان جاي تعجب دارد و مسلم است در چنين جوي انتظار پيشرفت ، متاسفانه اندك است.
اما شناخت " انسانهاي موفقي" كه گاها در "همين شرايط" توانسته اند به دستاوردهاي بالاي علمي و پژوهشی برسند منجر به شكل گيري يك سطح مطلوب و آرمان مناسب در ذهن دانشجويان علاقه مند به پيشرفت مي شود و آنها را در حلقه تعادلي مناسب قرار مي دهد كه بتوانند به هدف ايده آلي كه شايسته آنند برسند، ( البته اميدوارم همه بتوانيم در حلقه "تقويتي" و روند صعود بدون توقف قرار گيريم نه حلقه تعادل !!)
از طرفي نكته مهم تر اين ماجرا " فرصت ايجاد شده براي راهنمايي گرفتن از انسانهاي موفق "است

  • امیدوارم این آدمهای موفق شناسانده و قدردانی شوند و تعداد آنها نیز بیشتر شود. فعلاُْ دارای یک تعادل هستیم که لازم با غلبه بر اینرسی آن وضعیت بهتری بوجود بیاید و این امکان پذیر نیست مگر با همت همه، مگر با امید و تلاش روزافزون و پس زدن تردیدها....

باز هم منابع ارشد

مهندسی صنابع - صنایع print email
مولف: Administrator   

تحقيق در عمليات:

تحقيق در عمليات (بازارا)

آمارو احتمالات مهندسي

مباني احتمال شلدون راس، حل مسائل شلدون راس

آمار رياضي (والپول)، مباني آمار (هاشم محلوجي)

طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي

كتاب طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي تأليف حسين جعفري انتشارات پردازش

كتاب طرحريزي واحدهاي صنعتي (آصف وزيري) (اپل)

کنترل موجودی :

برنامه‌ريزي و كنترل توليد و موجودي‌‌ها دكتر فاطمي‌قمي (انتشارات اميركبير)

برنامه‌ريزي كنترل موجودي (پردازش)

زبان تخصصي

هندبوك مهندسي صنايع و زبان تخصصي دانشجويان مهندسي صنايع

كتاب‌‌هاي زبان تخصصي مهندسي صنايع (سمت)

 

http://www.sadaghat.org/index.php?option=com_content&task=view&id=159&Itemid=196

 

بازهم منابع ارشد.......از دید دانشجوی دانشگاهی دیگر..........

 

آمادگی برای آزمون فوق لیسانس مهندسی صنایع

 

منبع: http://www.jalalkasaei.20m.com/IEplusIT_Weblog/Archive_Topical/main_OffSide.html

با مطالعه کتب و جزواتی که ذیلا معرفی شده، تعدادی از دوستان قدیم من موفق شده اند و آنهایی هم که قبول نشده اند مطالعه آنها را بسیار مؤثر دانسته اند؛ امیدوارم با مطالعه و برنامه ریزی دقیق در میان پذیرفته شدگان سال آینده باشید:

 

کنترل تولید و موجودی های 1 : (ضریب 1)

1- کتاب کنترل تولید و موجودی ها (تألیف: عسگر زاده)

2- جزوه کنترل موجودی دانشگاه صنعتی شریف

3- تستهای پردازش(بخش خلاصه درس)

4- جزوه کنترل موجودی دانشگاه صنعتی امیرکبیر

 

تحقیق در عملیات 1 :  (ضریب 2)

1- کتاب پژوهش عملیاتی (تألیف: محمدرضا مهرگان)

2- تستهای پردازش تحقیق در عملیات برای رشته های مدیریت و صنایع

3- نکات تستی پژوهش عملیاتی(تألیف: محمدرضا مهرگان)

 

طرحریزی واحدهای صنعتی :  (ضریب 1)

1- طرحریزی واحدهای صنعتی  ( اپل )

2- جزوه طرحریزی واحدهای صنعتی دانشگاههای علم و صنعت، صنعتی شریف و امیرکبیر

3- جزوه ارزیابی کار و زمان (خانم مخاطب رفیعی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)

4- تستهای پردازش برای درس طرحریزی واحدهای صنعتی

 

آمار و احتمال مهندسی :  (ضریب 2)

1- کتاب و جزوه آمار مهندسی ( تألیف دکتر محلوجی ؛ دانشگاه صنعتی شریف)

2- کتاب احتمال مهندسی (شلدون راس؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)

3- آمار مهندسی وال پل (و جزوه دکتر رئیسی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)

4- تستهای آمار و احتمال مهندسی (تالیف دکتر مسعود نیکوکار ؛ انتشارات آزاده)

 

زبان عمومی و تخصصی :  (ضریب 1)

برای زبان منبع خاصی پیشنهاد خاصی ندارم

منابع کنکور ارشد از نظر یکی از سایتها.....

يكي از نقاط ضعف آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع در ايران (و شايد بسياري از رشته‌هاي ديگر) عدم معرفي منابع دقيق براي واحدهاي امتحاني مي‌باشد كه اين امر ، سردرگمي داوطلبان ورود به مقاطع تحصيلات تكميلي را به همراه مي‌آورد . ليكن ، با گذشت چندين سال از برگزاري آزمون كارشناسي ارشد مهندسي صنايع ، خوشبختانه منابع مهم و مورداستناد در طرح سوالات آزمون ، اندكي متمايز گشته و لذا مي‌توان آنها را به عنوان مراجع اصليتر ذكر نمود . در اين نوشتار به معرفي برخي از اين كتب مي‌پردازم كه منابع عمده مطالعه به شمار مي‌آيند و البته در كنار آنها مي‌توان از جزوات اساتيد دانشگاههاي شريف ، پلي‌تكنيك و علم‌وصنعت و ساير كتبي كه در بازار موجود است و از سطح پايينتري برخوردارند ، استفاده نمود ؛ ذكر اين نكته را نيز ضروري مي‌دانم كه سوالات سالهاي پيشين كنكور در هر درسي (مخزن سوالات) مهمترين چراغ راهنما براي شركت‌كنندگان است و از روند طرح سولات در سنوات گذشته مي‌توان به اهميت نسبي هر مبحث در يك درس خاص و نيز نوع سوالات مطروحه پي برد ؛ بنابراين توصيه بر آن است كه حتما تستهاي سالهاي گذشته را چندين و چند بار مرور نماييد ؛ ترديدي نيست كه درصد بالايي از نكاتي كه در آموزشگاههاي كنكور به داوطلبين ارائه مي‌شوند نيز از بطن همين سوالات درآمده‌اند ؛ پس از تمرين و تكرار غافل نمانيد . نخست از منابع ذيل براي فهم و يادگيري مواد امتحاني بهره گيريد و سپس تستهاي تفكيكي كنكورهاي گذشته را چندين بار مرور نماييد تا هم ارزيابي از دانش خود به عمل آورده باشيد و هم با چگونگي پرسشها آشنا شده باشيد .

ماده امتحاني

منبع

تحقيق در عمليات

ü    تحقيق در عمليات ، مختار بازارا

ü    تحقيق در عمليات ، واين ال.وينستون

كنترل توليد و موجودي‌

ü    برنامه‌ريزي و كنترل موجودي ، مونت‌گومري

ü    برنامه‌ريزي و كنترل موجودي ، دكتر محمد تقي فاطمي قمي

ü    برنامه‌ريزي و كنترل موجودي ، علي حاج شيرمحمدي

طرح‌ريزي واحدهاي صنعتي

ü    طرح‌ریزی واحدهای صنعتی ، جيمز مك‌گرگور اپل

ü    طرح‌ریزی واحدهای صنعتی ، تام كينز

آمار و احتمال مهندسي

ü    آمار ریاضی ، والپول

ü    نظريه احتمال و کاربرد آن ، دكتر سيد تقي اخوان نياكي

زبان عمومي و تخصصي

ü    504 واژه براي تافل

ü    405 لغت براي تافل

ü    لغات ضروري براي تافل ، بارون

ü    گرامر زبان از دبيرستان تا دانشگاه ، عباس فرزام

ü    زبان تخصصي براي مهندسين صنايع

 

منبع:http://ieir.ir/Post-151.ASPX